تبلیغات
♂رُمـــان خانهِ مَجــازی♂ - قسمت پنجم رمان نبرد عشق
 
درباره وبلاگ


وبلاگ رمان نویسی


مدیر وبلاگ : heliya-L . aynaz80
نویسندگان
نظرسنجی
رمان موجود در وبلاگ را چقدر می پسندید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
♂رُمـــان خانهِ مَجــازی♂
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 14 تیر 1396 :: نویسنده : heliya-L . aynaz80


نام رمان: نبرد عشق

ژانر:عاشقانه، طنز، اجتماعی

خلاصه: آیناز،دختر 21ساله ای که دانشجو دانشگاه تبریز است.او در دانشگاه با دختری به نام یکتا معارف آشنا می شود و ماجرا از جایی شروع میشود که یکتا نامزد میکند و...پایان خوش.


از تو آیینه به ستاره که با دهن باز خوابیده بود نگاه کردم و سری از تاسف تکون دادم..

*********

با هم سوار ماشین شدیم و ماشینو روشن کردم و حرکت کردم..

هلیا با حالت زاری گفت: دوباره یه پروژه دیگه..

ستاره: باید فردا بریم کتابخونه این کتابرو پیدا کنیم..

نگار: موضوعش که انقدر وحشتناکه وای به حال منبعش..

-بیخیال اینم مثل بقیه شون تحویل میدیم..

نگار: بچه ها تو این پروژه نمیتونم با شما باشم..

هلیا: چرا؟

نگار: رستمی آخر کلاس با درموندگی اومد پیشم و ازم خواست من باهاش همکاری کنم..اولش نمیخواستما ولی بیچاره نمیتونست به کس دیگه ای رو بزنه منم قبول کردم..

هلیا با اخم سرشو به طرف نگار که عقب نشسته بود برگردوند..

هلیا: به خاطرهمین کارای ملانصرالدینیته که به یه ماه نرسیده باهات کات میکنن..آخه شل مغز، اون موقع که شِم انسان دوستانه ات زد بالا، یه لحظه فکر نکردی کی به آیناز کمک کنه؟..من و ستاره هم که با همیم..استادم گفته دونفَـ...

حرفشو با خنده قطع کردم: هلیا چتـه قورت دادی طفلی رو..مگه حتما باید من با نگار باشم؟..مگه قحطی دانشجوئه؟..به یکی میگم خو..تازه خیلیم کار خوبی کرده..

نگار با لبخند پیرزمندانه هلیا رو نگاه کرد..

هلیا: با کی؟..

-با یکتا..

هر سه تاشون باهم گفتن: چــی؟..

اخم کردم و نیم نگاهی بهشون کردم..

-چتونه؟..کر هم شدین الحمدلله؟..میگم با یکتا..

ستاره: مگه باهاش صحبت کردی؟..

نگار با عصبانیت گفت: چی چیو صحبت کردی؟..خوبه خودت میگی قحطی دانشجو نیومده بعد اونوقت یکتا رو میگی؟..

هلیا: راست میگه..آیناز خواهشا این دفعه شل مغزی نکن..آدم کمه یکـتا؟..

ستاره: مونگل بازی درنیار..اصلا رو چه حسابی اون دختره ی افاده ای رو گفتی؟..

و ابروهاشو انداخت بالا و دستشو تکون داد: اصلا حرفشم نزن..

  نگار: تازه اگر هم قبول کنه، میدونی چقدر منت سرت میذاره؟..چرا انقدر خودتو پیش اون مسخره کوچیک میکنی؟..

بالاخره رسیدیم..نگه داشتم و سرمو به طرفشون برگردندم..

- شما هم ترشی نخورده یه چیزیتون میشه ها..مگه میخوام قتل کنم اینجوری جبهه گرفتین؟..

ستاره: چون قشنگ وارد جبهه ی دشمن شدی..

خندم گرفت..

-آقا اصلا یکتا مسخره ترین و لوس ترین دختر..من میخوام باهاش انجام بدم..چه ربطی به شماها داره؟..چه ربطی به اخلاقش داره؟..





نوع مطلب : رمان نبرد عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 تیر 1397 10:11 ب.ظ
Thiss іs a topic which is near to my heart... Tһank уou!
Whеre are your contact deetails though?
شنبه 2 تیر 1397 11:25 ب.ظ
bookmarked!!, Ӏ lіke y᧐ur website!
پنجشنبه 31 خرداد 1397 06:48 ق.ظ
Heya tһіs iѕ somеwhаt off off topic butt Ӏ was wanting tօ knoѡ
if bblogs use WYSIWYG editors or iif yyou һabe to manually code ԝith HTML.
I'm starting a blog soon Ьut һave no coding exppertise ѕo I wɑnted to get guidance fгom someone
ѡith experience. Any һelp would ƅe enormously appreciated!
شنبه 26 خرداد 1397 10:53 ب.ظ
І aam actuaⅼly grateful t᧐ thе oner of tһis web paɡе who has shared thiѕ
enormous piece of writing аt һere.
شنبه 26 خرداد 1397 02:04 ق.ظ
Askingg questions aгe аctually pleasant tһing iff you arе not understanding sօmething
entiгely, exceⲣt thіs poat offеrs pleasant understanding ʏet.
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 02:32 ب.ظ
Prwtty nice post. I just stumbled upon your blog
and wished to say that I have truly enjoyed suring around your blog posts.
In any case I will be subscribing to your rss feed and I hope
you write again vewry soon!
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 10:20 ب.ظ
Hi there, its nice post oon the topic of media
print, we all be aware of media is a great source of facts.
دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 03:00 ب.ظ
Aw, this was an extremely good post. Takkng thee tiome andd actul
eeffort tto geenerate a toop ntch article… bbut what can I say… I pput things off a whole lott annd don't mawnage to get neardly anything done.
شنبه 1 اردیبهشت 1397 02:29 ق.ظ
Hi to all, it's trduly a fastidious ffor mee to pay a visit this site, itt consists of hellful Information.
یکشنبه 23 مهر 1396 09:05 ب.ظ
وااااااای چقد قشنگ بود دلدرد گرفتم از خنده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
   
   

زیبا سازی وبلاگ