تبلیغات
♂رُمـــان خانهِ مَجــازی♂ - قسمت سی و دوم رمان نبرد عشق
 
درباره وبلاگ


وبلاگ رمان نویسی


مدیر وبلاگ : heliya-L . aynaz80
نویسندگان
نظرسنجی
رمان موجود در وبلاگ را چقدر می پسندید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
♂رُمـــان خانهِ مَجــازی♂
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 15 بهمن 1396 :: نویسنده : heliya-L . aynaz80

تا زمانیکه غمها و اشتباهات گذشته
را رها نکنی
 
نمیتوانی در زندگی پیشرفت کنی

این نکته را از غنچه  آموختم

تا لب به خنده وا نکنی
گل نمی شوی…


صدای کلافه ی نگارو از تو هال شنیدم: آیناز باور کن اگه دفعه ی دیگه این سوالو پرسیدی، کاری میکنم خودتم دیگه نتونی بری..
بستم و بلند شدم..
-خب نیا..من مونگلو بگو به فکرتونم..
صدای داد ستاره رو شنیدم: آیناز عوضش کنی و شماره 38شو بگیری..یادت نره هااا..
-باشه بابا مخمو تیلیت کردی چقدر میگی؟..عوضش کنم و از همون رنگ شماره 38شو بگیرم..اگرم گفت نمیشه، چهارتا چک بزنم تو گوشش و بگم سرکااااار خانوم فرجام دستور فرمودن..دیگه کاری ندارین؟..
نگار: شَرِت کم..
-خداحافظ..
و سرمو از روی تاسف تکون دادم و همونطور که زیر لب غر میزدم، درو بستم و از خونه خارج شدم:
-ای خدا به اینم میگن زندگی؟..از بین چهار تا خرس گنده، فقط من بیچاره سر پیری شدم خر حمالشون.. یکی کتاب لازم داره من باید از کتابخونه بگیرم..یکی کفش نویی که خریده اندازش نیست من باید عوضش کنم..یکی هم که خودمم..دوتا چشم سالم ندارم یه درختو نمیبینم، ماشینو میزنم بهش و داغونش میکنم..حالا هم من باید از تعمیرگاه برش دارم..موندم تا الان چرا بابای طفلکم ورشکست نشده؟..
با یادآوری بلایی که سر ساینای خوشگلم آوردم آهی کشیدم..
داشتم به سر خیابون میرسیدم تا تاکسی بگیرم که صدای بوق ماشینی نزدیک خودم رو شنیدم..
توجهی نکردم و به راهم ادامه دادم..دوباره بوق زد ولی بازم توجهی نکردم..که با شنیدن اسمم، خشک شدم و چشمام گرد شد..
-آیناز..
خدایا آخه چرا اینقدر منو خوشبخت آفریدی؟..خدا خدا میکردم این اون صدایی که فکر میکردم نباشه..
دوباره صدام زد..
اخم کردم و راه افتادم..
نزدیکتر اومد..
سهند: آیناز یه لحظه وایسا..
-مزاحم نشین آقا..
سهند: مزاحم چیه؟..بهت میگم وایسا..
همینطور با ماشین پابه پام میومد..حرفی نزدم تا شرش کم شه..آخه تو این وسط از کجا پیدات شد؟..
ایندفعه عصبانیت تو صداش بود..
سهند: د صبر کن..کارت دارم..
عصبانی برگشتم سمتش..
-ولی من باهات کاری ندارم..برو رد کارت..من اینجا آبرو دارم..
یهو نگه داشت و پیاده شد..ترسیده سرجام ایستادم و فشارمو رو بند کیفم بیشتر کردم..نگاهی به دور و بر انداختم..خداروشکر اون وقت روز کسی تو خیابون نبود..
اومد روبروم ایستاد و عینک آفتابیشو برداشت..نگامو به قهوه ای چشماش دوختم..
-چی میخوای از جونم؟..اینجا اومدی که چی بشه؟..
سهند: باهات حرف دارم..
شمرده شمرده گفتم: ولی..من..باهات..حرفی ندارم..
کلافه شد..
سهند: بسه دیگه آیناز اینقدر لجبازی نکن..مثل یه دختر خوب برو سوار شو..





نوع مطلب : رمان نبرد عشق، 
برچسب ها : نبرد عشق،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 مرداد 1397 02:53 ق.ظ
Why people still make use of to read news papers when in this
technological world everything is accessible on web?
چهارشنبه 13 تیر 1397 12:30 ب.ظ
Hі there! I қnow thіѕ is kinda ᧐ff topic neverthelesѕ I'd figured I'ԁ ask.
Would you bee interestеԀ iin trading ⅼinks or maybe guest wrifing ɑ blpg article оr
vice-versa? Ꮇy blog goes over a ⅼot of the
same topics as yours and I thіnk wwe coսld greatly benefit from eаch օther.

If you һappen to be interested ffeel free tօ send me an е-mail.
I look forward to hearing frоm yߋu! Terrific blog Ьy the way!
سه شنبه 29 خرداد 1397 07:46 ق.ظ
Thank yoᥙ for any othеr excelent post. Ꮃһere elѕe may
anybody gеt tһat kіnd of infoгmation іn ѕuch а
perfect approach of writing? I have a presentation next weeқ, and I'm аt the search for such infоrmation.
یکشنبه 27 خرداد 1397 12:13 ب.ظ
of ϲourse lke youг website however yⲟu neeԀ to test tthe spellping оn quite a few
ߋf your posts. Sеveral оf them are rige with spelling issues ɑnd I
find it very troublesome tߋ inform thе reallity nevertheless I wilⅼ ԁefinitely com baxk agaіn.
چهارشنبه 23 خرداد 1397 12:27 ب.ظ
Hi, I check your blog daily. Уoսr writing style іѕ awesome, ҝeep
doіng what y᧐u're ɗoing!
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 08:20 ق.ظ
Cool blog! Is your theme custom made or did you download
it from somewhere? A design like yours with a few simple adjustements would really make my blog shine.
Please let me know where you got your design. Thank you
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 01:32 ق.ظ
Hey! Do you know if they make any plugibs to proyect aagainst hackers?
I'm kinda pranoid about losing everything I've worked hared
on. Any tips?
شنبه 1 اردیبهشت 1397 01:36 ق.ظ
Excellent pieces. Keeep posting sjch kijnd off iinfo onn yyour site.
Im rerally impressed byy yoir site.
Hi there, You've performked a gret job.

I will definitely dig iit and individually suggest to my friends.
I'm sure they'll bee benefited fro thius website.
یکشنبه 15 بهمن 1396 10:28 ب.ظ
سلام دوستان خوبین؟؟ بسیار عالییییییییییی و زیبا مثل همیشه ممنون
heliya-L . aynaz80
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
   
   

زیبا سازی وبلاگ